سلام بازم مصاحبه
شهنام شهابي در يك نگاه
متولد: 1361
تحصيلات: ليسانس ادبيات نمايشي از دانشگاه آزاد
بازيگر سينما و تلويزيون
كارنامه هنري
« تلويزيون: بازگشت به خانه، خانهاي در تاريكي، لبه تاريكي، سايهاي در تاريكي، جواني، تاوان، پنج كيلومتر تا بهشت، و...
« سينما: شاخ گاو، تعطيلات تابستاني، ابراهيم، از كنار هم ميگذريم، آقاي رييسجمهور، بيتو تنهايم، شيش و بش، و...
هشت ساله بود كه وارد سينما شد، با اين امتياز كه همان موقع هم حضور در يك فيلم كوتاه در كارنامهاش ديده ميشد.
شهنام شهابي، بعد از 21 سال حضور مستمر در تلويزيون و سينما انبوهي فيلم و سريال بازي كرده كه به گفته خودش تمام آنها را دوست دارد، اما در عين حال اين را نيز اعتراف دارد كه گاهي انتخابش راضيكننده نبوده و از ايفاي بعضي نقشها پشيمان است.
وي، در ماه رمضان امسال، با ايفاي نقش جمشيد در مجموعه تلويزيوني پنج قدم تا بهشت، بار ديگر استعداد و توانايي خود را به نمايش گذاشت. به همين بهانه با او گفت و شنودي انجام شده كه ميخوانيد.
بازيگري را بايد از نو شروع كنم
من كارهاي افخمي را خيلي دوست دارم. او كارگرداني است ساختارشكن كه از كليشهها فرار ميكند و كارهايش هميشه حال و هواي خاصي دارد. شخصيتپردازي او را دوست دارم و افتخار ميكنم كه با ايشان همكاري داشتهام.
- شما چطور وارد عرصه بازيگري شدي؟
= وقتي هشت ساله بودم كيانوش عياري مرا براي بازي در فيلم شاخ گاو انتخاب كرد. وقتي بزرگ شدم تحصيلاتم را در رشته بازيگري به پايان رساندم و بهطور حرفهاي وارد عرصه بازيگري شدم.
- شاخ گاو اولين فيلمي بود كه بازي كردي؟
= خير، قبل از آن در يك فيلم كوتاه تلويزيوني با عنوان «دلپذير» بازي كرده بودم.
- در بازيگري دنبال چه هستي؟
= ابتدا، زرق و برق بازيگري مرا مجذوب كرد، اما بعدها عاشق بازيگري شدم.
- چقدر بها براي اين حرفه پرداختهاي؟
= خيلي، من حدود بيست سال است كه بدون برخورداري از حمايت كسي در اين حرفه فعاليت ميكنم، زحمات زيادي كشيدهام و خيلي جاها هم بهاي آن را پرداختهام و معتقدم هر كاري كه انسان ميخواهد انجام بدهد، بايد سختيهايش را نيز تحمل كند تا به ايدهآل خود برسد.
- مردم شما را با كدام كار شناختند؟
= با مجموعههاي بازگشت به خانه، اين زمينيها و جواني.
- كدام كار خود را بيشتر دوست داري؟
= تمام كارهايم را بدون استثنا دوست دارم.
- اتفاق افتاده كه از بازي در سريالي احساس پشيماني كني؟
= بله، بالاخره هر انساني در هر كاري ممكن است اشتباه كند. من هم در عرصه بازيگري و انتخاب بعضي نقشها اشتباه زياد كردهام.
- از بازي در مجموعه پنج كيلومتر تا بهشت كه پشيمان نيستي؟
= خير.
- جمشيد، از نظر شما چه جور آدمي بود؟
= شخصيتي خاكستري، كه مثل تمام جوانان يك سري ايدهآل داشت، اما راهش را اشتباه انتخاب كرد و به اين جهت در چالهاي افتاد كه بيرون آمدن از آن سخت بود.
- وقتي دعوت به كار شدي چند قسمت از فيلمنامه آماده بود؟
= روزي كه من براي مذاكره عليرضا افخمي را ديدم هيچ چيز از كار و نقش خودم نميدانستم. چون فقط سه قسمت از فيلمنامه آماده بود و من قرار بود در قسمت اول و دوم باشم. در قسمت سوم جمشيد حضور نداشت و از قسمت چهارم به بعد حضور دايمي داشت.
- كار با عليرضا افخمي را چگونه ارزيابي ميكني؟
= من كارهاي افخمي را خيلي دوست دارم. او كارگرداني است ساختارشكن كه از كليشهها فرار ميكند و كارهايش هميشه حال و هواي خاصي دارد. شخصيتپردازي او را دوست دارم و افتخار ميكنم كه با ايشان همكاري داشتهام.
- بازي در كنار پيشكسوتي، چون داريوش فرهنگ چه حسي به شما ميداد؟
= داريوش فرهنگ استاد من است. او از حدود چهل سال پيش در عرصه بازيگري و كارگرداني فعاليت دارد و يكي از بهترين بازيگران سينما محسوب ميشود و كارهاي درخشاني انجام داده و طبيعي است بازي در كنار او را براي خود افتخاري بزرگ ميدانم.
- داريوش فرهنگ را داراي چه افكار و روحيهاي ديدي؟
= بسياري از مردم بهخاطر كاراكتر، شخصيت و تيپهايي كه داريوش فرهنگ بازي ميكند، تصور ميكنند آدم خشن و سختي است، كه بايد از او فاصله گرفت، اما واقعاً داريوش فرهنگي كه من ديدم اين نبود، او را مردي فوقالعاده مهربان يافتم كه در ارايه نقش كمك زيادي به بازيگران ميكرد.
- پرديس افكاري چگونه بودند؟
= بانوي مهرباني است و اغلب مخاطبان سكانسهاي ما را پسنديدند. او با انرژي كار ميكرد و انرژي خودش را به ديگر بازيگران هم انتقال ميداد.
- بازي در اين مجموعه چه جايگاهي در پرونده هنري شما داشت؟
= بعد از مدتها، با بازي در اين مجموعه احساس ميكنم تولدي دوباره پيدا كردهام و بايد بازيگري را از سر خط شروع كنم.
- كدام سكانس را خودت بيشتر پسنديدي؟
= سكانسي كه پدر جمشيد به او شك كرده بود و ميخواست برود به پليس بگويد و او ديگر چارهاي نداشت جز اينكه جلو ماشين پدرش را بگيرد و اعتراف كند كه دزدي كار او بوده است.
- اگر در آينده باز هم چنين نقشي به شما پيشنهاد شود، قبول ميكني؟
= بله، منتهي بازي را به يك شكل ديگر انجام میدهم تا کار مشابه نکرده باشم.
روزی چند ساعت کار میکردید؟
= اوایل روزی 10 ساعت کار میکردیم ، اما بعدبه روزی 14 ساعت رسید و روزهای آخر حدود 18 ساعت کار کردیم.
با این فشردگی فرصت داشتی دیالوگ هارا حفظ کنی؟
= وجود یک مدیر خوب و مدبر درهر جا راه گشاست ما هم علیرضا افخمی را داشتیم و او با وجود آنکه بیش از دیگر افراد گروه خسته میشد اما بهترین راهنمای ما بود او حتتی وقتی کار تمام میشد به نوشتن متن میپرداخت و بعد سراغ مونتاژ میرفت.
با توجه به اینکه چند سال است ساخت سریال های ماورائی باب شده فکر نمیکنی زمان ساخت این نوع سریال ها سر رسیده است؟
= بله دو سه سال است ساخت این گونه سریال ها باب شده است و یکی از کسانی که اینگونه کارهارا دنبال کرده خود علیرضا افخمی بوده است اما هنوز به ایده آل نرسیده ایم از طرف دیگر میگویند از کلیشه فرار کنید و کار نو بسازید وقتی میخواهیم چیز نو بسازیم هم بعضی ها میگویند چون کار ضعیف است ادامه ندهید.
چرا کار ضعیف است؟
= فراموش نکنید علیرضا افخمی در ساخت این سریال همه جوره دستش بسته بود بخاطر اینکه کار های ماورائی برمیگردد به یک سری فکر های کامپیوتری و دیجیتال و ... و صحنه هایی که باید خلق شود.
خود شما به دیدن اینگونه آثار علاقه مند اید؟
= به طور کلی آدم ها دوست دارند چیز هایی را ببینند که ندیده اند و من هم جدا از دیگران نیستم.
چرا کم کار هستی؟
= بخاطر اینکه مخاطب برایم جایگاه خاصی دارد و دوست ندارم به خاطر کسب درآمد در طول سال 10 سریال و فیلم بازی کنم اما هیچ کدام به دل مخاطب ننشیند.
چه نوع کاری را بیشتر دوست داری؟
= کاری که با حضور در آن مقابل مخاطب رو سفید باشم.
بیشتر علاقمندی در سینما کار کنی یادر تلویزیون؟
= در سینما کار دقیق تر انجام میشود و بازیگر فرصت دارد انرژه بیشتری صرف کار کند.
الان برای کار انتخاب میشوی یا انتخاب میکنی؟
= من همیشه کار را انتخاب کردم.
معیار شما برای انتخاب کار چیست؟
= اینکه متن خوب کارگردان توانا و فیلمنامه قوی باشد و عوامل حرفه بازی کنند.
اگر فیلمنامه ای را نپسندیدی برای اینکه فراموش نشوی چه کار میکنی؟
= دوست ندارم کار کنم اما گاهی هم آدم در شرایطی قرار میگیرد که مجبور میشود در فیلم و یا سریالی بازی کند.
غیر از بازیگری شغل یا حرفه دیگری هم داری؟
= به موزیک و خوانندگی علاقمند هستم و تا چند وقت دیگر فقط بخاطر دل خودم یک آلبوم موسیقی روانه بازار خواهم کرد.
به خواننگی بیشتر علاقمند هستی یا بازیگری؟
= علاقه ام به بازیگری بیشتر است
به شهرت بیشتر اهمیت میدهی یا به محبوبیت؟
= محبوبیت برایم مهم تر و ارزشمند تر از شهرت است.
یک بازیگر برای اینکه محبوب شود باید چکار کند؟
= باید رفتار و گفتار صحیح و انسانی داشته باشد و به حرفه خود اهمیت بدهد.
الان که مشهور شده ای حس میکنی مسئولیت هایت بیشتر شده ایت؟
= بله اگر بازیگر الگوی جوانان هم باشد باید کاری نکند که برای آن ها اتفاق بدی بیوفتد.
به سوپراستار شدن هم فکر میکنی؟
= طبیغی است که هر بازیگر جوانی دوست دارد سوپر استار سینما شود.
آینده ات را در عرصه بازیگری چگونه میبینی؟
= من خداوند را دوست دارم و همه چیز ام را به او سپرده ام به طور قطع او نمیگذارد آینده بدی داشته باشم.
چه معیاری برای انتخاب همسر داری؟
= خانواده ام در این زمینه تجربه کافی دارند و حتما در انتخاب همسر از تجربیات آن ها استفاده خواهم کرد.
خانواده موافق بازیگری شما بودند؟
= خانواده ام چون میدانستند من به بازیگری علاقه دارم مرا تشویق میکردند تا زود تر به هدفم برسم.
فرزند چندم خانواده هستی؟
= فرزند آخر خانواده و دو خواهر و یک برادر دارم.
پدر و مادرت در قید حیاط هستند؟
بله.
از آن ها چه درسی آموختی؟
= از پدر معاشرت و زندگی از مادر معنویت محبت و عرفان.
شهنام شهابی از دیدگاه خودش چه نوع شخصیتی دارد؟
= آدم خجالتی است.
تعجب میکنم مگر میشود بازیگر هم خجالتی باشد؟
= بازیگری کار آدم است ولی شخصیت خود آدم میتواند چیز دیگری باشد.
و کلام آخر...
= امیدوارم تمام انسان ها با آرامش زندگی کنند و با خود سازی به
خود شناسی برسند.
امیدوارم از مصاحبه راضی باشین...
تابعد..
شهنام شهابي در يك نگاه
متولد: 1361
تحصيلات: ليسانس ادبيات نمايشي از دانشگاه آزاد
بازيگر سينما و تلويزيون
كارنامه هنري
« تلويزيون: بازگشت به خانه، خانهاي در تاريكي، لبه تاريكي، سايهاي در تاريكي، جواني، تاوان، پنج كيلومتر تا بهشت، و...
« سينما: شاخ گاو، تعطيلات تابستاني، ابراهيم، از كنار هم ميگذريم، آقاي رييسجمهور، بيتو تنهايم، شيش و بش، و...
هشت ساله بود كه وارد سينما شد، با اين امتياز كه همان موقع هم حضور در يك فيلم كوتاه در كارنامهاش ديده ميشد.
شهنام شهابي، بعد از 21 سال حضور مستمر در تلويزيون و سينما انبوهي فيلم و سريال بازي كرده كه به گفته خودش تمام آنها را دوست دارد، اما در عين حال اين را نيز اعتراف دارد كه گاهي انتخابش راضيكننده نبوده و از ايفاي بعضي نقشها پشيمان است.
وي، در ماه رمضان امسال، با ايفاي نقش جمشيد در مجموعه تلويزيوني پنج قدم تا بهشت، بار ديگر استعداد و توانايي خود را به نمايش گذاشت. به همين بهانه با او گفت و شنودي انجام شده كه ميخوانيد.
بازيگري را بايد از نو شروع كنم
من كارهاي افخمي را خيلي دوست دارم. او كارگرداني است ساختارشكن كه از كليشهها فرار ميكند و كارهايش هميشه حال و هواي خاصي دارد. شخصيتپردازي او را دوست دارم و افتخار ميكنم كه با ايشان همكاري داشتهام.
- شما چطور وارد عرصه بازيگري شدي؟
= وقتي هشت ساله بودم كيانوش عياري مرا براي بازي در فيلم شاخ گاو انتخاب كرد. وقتي بزرگ شدم تحصيلاتم را در رشته بازيگري به پايان رساندم و بهطور حرفهاي وارد عرصه بازيگري شدم.
- شاخ گاو اولين فيلمي بود كه بازي كردي؟
= خير، قبل از آن در يك فيلم كوتاه تلويزيوني با عنوان «دلپذير» بازي كرده بودم.
- در بازيگري دنبال چه هستي؟
= ابتدا، زرق و برق بازيگري مرا مجذوب كرد، اما بعدها عاشق بازيگري شدم.
- چقدر بها براي اين حرفه پرداختهاي؟
= خيلي، من حدود بيست سال است كه بدون برخورداري از حمايت كسي در اين حرفه فعاليت ميكنم، زحمات زيادي كشيدهام و خيلي جاها هم بهاي آن را پرداختهام و معتقدم هر كاري كه انسان ميخواهد انجام بدهد، بايد سختيهايش را نيز تحمل كند تا به ايدهآل خود برسد.
- مردم شما را با كدام كار شناختند؟
= با مجموعههاي بازگشت به خانه، اين زمينيها و جواني.
- كدام كار خود را بيشتر دوست داري؟
= تمام كارهايم را بدون استثنا دوست دارم.
- اتفاق افتاده كه از بازي در سريالي احساس پشيماني كني؟
= بله، بالاخره هر انساني در هر كاري ممكن است اشتباه كند. من هم در عرصه بازيگري و انتخاب بعضي نقشها اشتباه زياد كردهام.
- از بازي در مجموعه پنج كيلومتر تا بهشت كه پشيمان نيستي؟
= خير.
- جمشيد، از نظر شما چه جور آدمي بود؟
= شخصيتي خاكستري، كه مثل تمام جوانان يك سري ايدهآل داشت، اما راهش را اشتباه انتخاب كرد و به اين جهت در چالهاي افتاد كه بيرون آمدن از آن سخت بود.
- وقتي دعوت به كار شدي چند قسمت از فيلمنامه آماده بود؟
= روزي كه من براي مذاكره عليرضا افخمي را ديدم هيچ چيز از كار و نقش خودم نميدانستم. چون فقط سه قسمت از فيلمنامه آماده بود و من قرار بود در قسمت اول و دوم باشم. در قسمت سوم جمشيد حضور نداشت و از قسمت چهارم به بعد حضور دايمي داشت.
- كار با عليرضا افخمي را چگونه ارزيابي ميكني؟
= من كارهاي افخمي را خيلي دوست دارم. او كارگرداني است ساختارشكن كه از كليشهها فرار ميكند و كارهايش هميشه حال و هواي خاصي دارد. شخصيتپردازي او را دوست دارم و افتخار ميكنم كه با ايشان همكاري داشتهام.
- بازي در كنار پيشكسوتي، چون داريوش فرهنگ چه حسي به شما ميداد؟
= داريوش فرهنگ استاد من است. او از حدود چهل سال پيش در عرصه بازيگري و كارگرداني فعاليت دارد و يكي از بهترين بازيگران سينما محسوب ميشود و كارهاي درخشاني انجام داده و طبيعي است بازي در كنار او را براي خود افتخاري بزرگ ميدانم.
- داريوش فرهنگ را داراي چه افكار و روحيهاي ديدي؟
= بسياري از مردم بهخاطر كاراكتر، شخصيت و تيپهايي كه داريوش فرهنگ بازي ميكند، تصور ميكنند آدم خشن و سختي است، كه بايد از او فاصله گرفت، اما واقعاً داريوش فرهنگي كه من ديدم اين نبود، او را مردي فوقالعاده مهربان يافتم كه در ارايه نقش كمك زيادي به بازيگران ميكرد.
- پرديس افكاري چگونه بودند؟
= بانوي مهرباني است و اغلب مخاطبان سكانسهاي ما را پسنديدند. او با انرژي كار ميكرد و انرژي خودش را به ديگر بازيگران هم انتقال ميداد.
- بازي در اين مجموعه چه جايگاهي در پرونده هنري شما داشت؟
= بعد از مدتها، با بازي در اين مجموعه احساس ميكنم تولدي دوباره پيدا كردهام و بايد بازيگري را از سر خط شروع كنم.
- كدام سكانس را خودت بيشتر پسنديدي؟
= سكانسي كه پدر جمشيد به او شك كرده بود و ميخواست برود به پليس بگويد و او ديگر چارهاي نداشت جز اينكه جلو ماشين پدرش را بگيرد و اعتراف كند كه دزدي كار او بوده است.
- اگر در آينده باز هم چنين نقشي به شما پيشنهاد شود، قبول ميكني؟
= بله، منتهي بازي را به يك شكل ديگر انجام میدهم تا کار مشابه نکرده باشم.
روزی چند ساعت کار میکردید؟
= اوایل روزی 10 ساعت کار میکردیم ، اما بعدبه روزی 14 ساعت رسید و روزهای آخر حدود 18 ساعت کار کردیم.
با این فشردگی فرصت داشتی دیالوگ هارا حفظ کنی؟
= وجود یک مدیر خوب و مدبر درهر جا راه گشاست ما هم علیرضا افخمی را داشتیم و او با وجود آنکه بیش از دیگر افراد گروه خسته میشد اما بهترین راهنمای ما بود او حتتی وقتی کار تمام میشد به نوشتن متن میپرداخت و بعد سراغ مونتاژ میرفت.
با توجه به اینکه چند سال است ساخت سریال های ماورائی باب شده فکر نمیکنی زمان ساخت این نوع سریال ها سر رسیده است؟
= بله دو سه سال است ساخت این گونه سریال ها باب شده است و یکی از کسانی که اینگونه کارهارا دنبال کرده خود علیرضا افخمی بوده است اما هنوز به ایده آل نرسیده ایم از طرف دیگر میگویند از کلیشه فرار کنید و کار نو بسازید وقتی میخواهیم چیز نو بسازیم هم بعضی ها میگویند چون کار ضعیف است ادامه ندهید.
چرا کار ضعیف است؟
= فراموش نکنید علیرضا افخمی در ساخت این سریال همه جوره دستش بسته بود بخاطر اینکه کار های ماورائی برمیگردد به یک سری فکر های کامپیوتری و دیجیتال و ... و صحنه هایی که باید خلق شود.
خود شما به دیدن اینگونه آثار علاقه مند اید؟
= به طور کلی آدم ها دوست دارند چیز هایی را ببینند که ندیده اند و من هم جدا از دیگران نیستم.
چرا کم کار هستی؟
= بخاطر اینکه مخاطب برایم جایگاه خاصی دارد و دوست ندارم به خاطر کسب درآمد در طول سال 10 سریال و فیلم بازی کنم اما هیچ کدام به دل مخاطب ننشیند.
چه نوع کاری را بیشتر دوست داری؟
= کاری که با حضور در آن مقابل مخاطب رو سفید باشم.
بیشتر علاقمندی در سینما کار کنی یادر تلویزیون؟
= در سینما کار دقیق تر انجام میشود و بازیگر فرصت دارد انرژه بیشتری صرف کار کند.
الان برای کار انتخاب میشوی یا انتخاب میکنی؟
= من همیشه کار را انتخاب کردم.
معیار شما برای انتخاب کار چیست؟
= اینکه متن خوب کارگردان توانا و فیلمنامه قوی باشد و عوامل حرفه بازی کنند.
اگر فیلمنامه ای را نپسندیدی برای اینکه فراموش نشوی چه کار میکنی؟
= دوست ندارم کار کنم اما گاهی هم آدم در شرایطی قرار میگیرد که مجبور میشود در فیلم و یا سریالی بازی کند.
غیر از بازیگری شغل یا حرفه دیگری هم داری؟
= به موزیک و خوانندگی علاقمند هستم و تا چند وقت دیگر فقط بخاطر دل خودم یک آلبوم موسیقی روانه بازار خواهم کرد.
به خواننگی بیشتر علاقمند هستی یا بازیگری؟
= علاقه ام به بازیگری بیشتر است
به شهرت بیشتر اهمیت میدهی یا به محبوبیت؟
= محبوبیت برایم مهم تر و ارزشمند تر از شهرت است.
یک بازیگر برای اینکه محبوب شود باید چکار کند؟
= باید رفتار و گفتار صحیح و انسانی داشته باشد و به حرفه خود اهمیت بدهد.
الان که مشهور شده ای حس میکنی مسئولیت هایت بیشتر شده ایت؟
= بله اگر بازیگر الگوی جوانان هم باشد باید کاری نکند که برای آن ها اتفاق بدی بیوفتد.
به سوپراستار شدن هم فکر میکنی؟
= طبیغی است که هر بازیگر جوانی دوست دارد سوپر استار سینما شود.
آینده ات را در عرصه بازیگری چگونه میبینی؟
= من خداوند را دوست دارم و همه چیز ام را به او سپرده ام به طور قطع او نمیگذارد آینده بدی داشته باشم.
چه معیاری برای انتخاب همسر داری؟
= خانواده ام در این زمینه تجربه کافی دارند و حتما در انتخاب همسر از تجربیات آن ها استفاده خواهم کرد.
خانواده موافق بازیگری شما بودند؟
= خانواده ام چون میدانستند من به بازیگری علاقه دارم مرا تشویق میکردند تا زود تر به هدفم برسم.
فرزند چندم خانواده هستی؟
= فرزند آخر خانواده و دو خواهر و یک برادر دارم.
پدر و مادرت در قید حیاط هستند؟
بله.
از آن ها چه درسی آموختی؟
= از پدر معاشرت و زندگی از مادر معنویت محبت و عرفان.
شهنام شهابی از دیدگاه خودش چه نوع شخصیتی دارد؟
= آدم خجالتی است.
تعجب میکنم مگر میشود بازیگر هم خجالتی باشد؟
= بازیگری کار آدم است ولی شخصیت خود آدم میتواند چیز دیگری باشد.
و کلام آخر...
= امیدوارم تمام انسان ها با آرامش زندگی کنند و با خود سازی به
خود شناسی برسند.
امیدوارم از مصاحبه راضی باشین...
تابعد..
تاريخ : یکشنبه 1390/08/08 | 17:6 | نویسنده : sAnAz |
.: Weblog Themes By Pichak :.




